......حرف های خودمانی

می خواست که بی نام تو حرفی  بنویسد

                                                          قلم هرزه وبی سرپا

لیک نگه کرد زمین را وزمان را

                                                         که ستایند همه رب جهان را

ناگه به خود امد وعرق شرم فرو ریخت 

                                                 که شد جوهر و بنوشت به دل نام خدارابهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com 

خداونــــــــدا

ای مونس نجوا های پنهان

هرکه خلوتی با تو ساخت خود را یافت و هرکه با دیگران پرداخت هستی اش را باخت

انقدر تعابیر دوست داشتن برای غیر تو مستامن شده  که نمی دانم چگونه بگویم«دوستت دارم»

 

 

خدایا

نوازنده غریبان تویی ومن غریبم ،دردم دواکن که تویی طبیبم ،ای دلیل بر هر گمشده ،دست گیر که تویی دستگیر وراهنمایم

 

ای عزیزدل

امیران کشور دل،به درگاهت حقیرند واسیران بت به یاریت فقیرند ،مارا امیر کشور دل کن تا اسیر فرعون هیچ نفسی نشویم

 

 

خداوندا

به چشمانم بیاموز ببینم انچه را که باید ،وچشم ببندم از انچه نشاید.

به دستانم دستگیری ونوازش بیاموز به قلبم مهربانی و«عشق» ،به روحم پرواز وسربلندی

 

 

شاید باید (ب)حرف اول الفبا باشد اخر یادمان داده بودند اول هرکار «به نام خدا»یا اول هردفتر بنویسیم

«به نام خدا»

شاید (ب)حرف اول الفبا باشد کسی میگفت:اوکه جماعتی دوستش دارند ،اوکه خلایق را دوست داشت،اوکه معنی اشاره آب واسمان را میدانست ،ب «بنام خدا»ست

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

 

ما در دو جهان غیر خدا یار نداریم                             جز یاد خدا هیچ دگر کار نداریم

ما مست صبوییم زمیخانه ی توحید                              حاجت به می وخانه ی خمّار نداریم

 

پرواز با تو باید

                      گرپر شکسته در باد

                                              اغاز هرکجا شد

                                                                 پایان به هرکجا باد

 

 

نوشته شده در ٢٩ آذر ۱۳۸۸ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ توسط سوگند کبوتر عاشق ()

بسم الله الرحمن الرحیم

             مختار کیست ؟ وچه کرد

 

  در سال اول هجرت در طائف متولد شد او یک جوانمرد رشید و با هوش و سر شار از همت عالی  بود  

   مختار در کوفه سکونت داشت  . هنگامی که حضرت مسلم علیه السلام نمایند ه امام حسین علیه السلام  به  

کوفه آمد و در حمایت از او و بیعت گرفتن از مردم برا ی او کوشش فراوان کرد .

 

 مختار شیعه و معتقد به امامت حضرت علی علیه السلام و امام حسن و امام حسین علیه السلام بود  پس از 

 

شهادت مسلم    مختار را نزد ابن زیادآوردند  ابن زیاد به او گفت : ای پسر عبید  این تو بودی که با دشمنان

 

ما بیعت کردی ؟ ابن زیاد دستور داد مختار را زندانی کنند میثم تمار د رزندان بود به مختار گفت تو روزی 

 

خروج میکنی و انتقام خون امام حسین علیه السلام را از دشمنان می گیری و این شخص ( ابن زیاد ) را که

 

میخواهد ما را بکشد خواهی کشت .

 

هنگامی که سر بریده امام حسین علیه السلام را  نزد ابن زیاد آوردند ابن زیاد برای این که پیروزی خود را به 

 

مختار نشان دهد دستور داد او را از زندان آوردند  مختار در آن مجلس گریه سختی کرد و بی هوش شد وقتی 

 

به هوش آمد گفت در انتظار روزی هستم دمار از روزگار شما در آورم  ابن زیاد تصمیم قتل او را گرفت ولی مشاورانش صلاح ندیدند و او را به زندان بر گرداندند .

ابن زیاد مختار را آزاد کرد به شرط اینکه سه روز بیشتر د رکوفه نماند وگرنه کشته خواهد شد  یزید در روز

پنجشنبه 14ربع الاول سال 63 ه.ق.  مرد و مدت خلافتش دو سال و هشت ماه بود مختار از حجاز به کوفه آمد

 و به خانه ی خود رفت  بزرگان شیعه را به خانه ی خود دعوت کرد و به آن ها گفت من از طرف محمد حنیفه  

(پسر امام علی علیه السلام ) برای مطالبه خون اهلبیت و کشتن دشمنان امده ام و در کوفه دوباره او را زندان 

 

کردند . مختار در همان زمان مخفیانه به افراد نامه می نوشت و با انها تماس داشت  کم کم  رابطه مردم کوفه

 با او زیاد شد و او با این که در زندان بود مردم با او بیعت می کردند  وقتی آزاد شد مردم با او تماس گرفتند

 

و شیعیان گروه گروه آمدند و با او بیعت کردند در این هنگام  ابراهیم پسر مالک که سردار شجاعی بود و طرفدار بسیاد داشت به مختار پیوست و جنگ سختی در گرفت .

 

عبد الله ابن مطیع حاکم کوفه با این که طرفداران بسیار داشت نتوانست د ربرابر مختار مقاومت کند با قیافه  زنانه از ساختمان فرمانداری خارج شد و همراهان  او امان خواستند که به انها داده شد 

 

مختار وارد دار الاماره گردید و کم کم سراسر کوفه و حوالی آن در تحت تسخیر مختار در آمد و این جریان  بعد از یک سال از شهادت سلیمان ابن صرد(1)می گذشت تحقق(2) یافت و در این فرصت مختار دستو ر داد   سران سپاه عمر سعد را که در خون امام حسین علیه السلام شرکت نموده بودند دستگیر کرده و همه را با  شدیدترین بر خورد به هلاکت رسانیدند . و افرادی مانند خولی و شمر و عمر سعد و حرمله را به مجازات  سخت دینوی رسیدند و نقل شده که مختار هجده هزار نفر از آنها را کشت . 

 معنی کلمات

 (1)سلیمان ابن صرد:برای خون خواهی امام حسین(ع) قیام کرد 

2)تحقق: انجام شدن 

   

نوشته شده در ٢۸ آذر ۱۳۸۸ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ توسط سوگند کبوتر عاشق ()


كد قالب جدید قالب های پیچك


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس